153أَبْطَلْتُمْ، مُطِيعٌ لَكُمْ، عٰارِفٌ بِحَقِّكُمْ، مُقِرٌّ بِفَضْلِكُمْ، مُحْتَمِلٌ شما باطل دانستيد پيرو شمايم عارف به حق شمايم اقرار به برترى شما دارم بار علم دانش شما را لِعِلْمِكُمْ، مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُمْ، مُعْتَرِفٌ بِكُمْ، مُؤْمِنٌ بِاِيٰابِكُمْ، تحمل كنم و از مهالك در پرده عهد و امان شما روم به شما (وحقتان) اعتراف دارم و به بازگشتتان ايمان دارم مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ، مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ، مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ، آخِذٌ و رجعت شما را تصديق دارم و چشم براه فرمان شما و منتظر دولت شمايم گفتارتان بِقَوْلِكُمْ، عٰامِلٌ بِأَمْرِكُمْ، مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ، زٰائِرٌ لَكُمْ، لاٰئِذٌ عٰائِذٌ را بگيرم و دستورتان را انجام دهم و به شما پناه جويم و شما را زيارت كنم و به قبرهاى بِقُبُورِكُمْ، مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ بِكُمْ، وَمُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْهِ، شما پناه آرم و شما را بدرگاه خداى عزوجل شفيع آرم و بوسيلۀ شما به پيشگاهش تقرب جويم وَمُقَدِّمُكُمْ أَمٰامَ طَلِبَتِي وَحَوٰائِجِي وَإِرٰادَتِي فِي كُلِّ أَحْوٰالِي و شما را در پيش روى خواسته و حاجات و ارادهام قرار دهم در همۀ حالات وَأُمُورِي، مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَعَلاٰنِيَتِكُمْ وَشٰاهِدِكُمْ وَغٰائِبِكُمْ وَاَوَّلِكُمْ و كارهايم، ايمان دارم به نهان شما و آشكارتان و حاضرتان و غائبتان و اول وَآخِرِكُمْ، وَمُفَوِّضٌ فِي ذٰلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ، وَمُسَلِّمٌ فِيهِ مَعَكُمْ، و آخرتان و در اين باره كار را به خودتان وامىگذارم (و هيچگونه ايرادى به كارهاى شما ندارم) و تسليم شمايم وَقَلْبِي لَكُمْ مُسَلِّمُ، وَرَأْيِي لَكُمْ تَبَعٌ، وَنُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ، حَتّىٰ و دلم نيز تسليم شما است و رأى من نيز تابع (راى) شما است و ياريم برايتان آماده است تا آنكه