124إِلٰهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلّاٰ الْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طٰاعَتِكَ، وَالْمَثْوَى خدايا به حق خودت بر خودت سوگند كه مرا به محل فرمانبرداريت و جايگاه الصّٰالِحِ مِنْ مَرْضٰاتِكَ، فَإِنِّي لاٰ أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعاً وَلاٰ أَمْلِكُ لَهٰا شايستهاى از مقام خوشنوديت برسانى زيرا كه من قادر بر دفع چيزى از خود نيستم و مالك سودى نَفْعاً، إِلٰهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَمَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ، فَلاٰ هم برايش نيستم خدايا من بندۀ ناتوان گنهكار تو و مملوك زارى و بازگشت به درگاهت هستم پس تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ، وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ، مرا در زمرۀ كسانى كه روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده إِلٰهِي هَبْ لِي كَمٰالَ الْإِنْقِطٰاعِ إِلَيْكَ، وَأَنِرْ أَبْصٰارَ قُلُوبِنٰا بِضِيٰاءِ خدايا بريدن كاملى از خلق بسوى خود به من عنايت كن و ديدههاى دلمان را به نور نَظَرِهٰا إِلَيْكَ، حَتّىٰ تَخْرِقَ أَبْصٰارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ توجهشان به سوى خود روشن گردان تا ديدههاى دل پردههاى نور را پاره كند و به مخزن اصلى إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصِيرَ أَرْوٰاحُنٰا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ، إِلٰهِي بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما مرتبط به عزت قدست گردد خدايا وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ نٰادَيْتَهُ فَأَجٰابَكَ، وَلاٰحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلاٰلِكَ، قرارم ده از كسانىكه او را خواندى و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت فَنٰاجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً، إِلٰهِي لَمْ اسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّي و از اين رو در پنهانى با او به راز گويى پرداختى ولى او آشكارا برايت كار كرد خدايا به خوش بينى من