42البته ادلّهاى كه حاكى از انحراف برخى از صحابه مىباشد، فزونتر از آن است كه بتوانيم همه را در اينجا بياوريم، هرچند عاطفۀ انسانى پيامبر ايجاب مىكند كه بر همۀ صحابه جامۀ عدالت بپوشاند ولى واقعيتهاى خارجى مانع از تسليم دربرابر حكم عاطفه است.
بهخاطر دارم در يكى از سالها كه به حج مشرف بودم، جوانى مصرى بهوسيلۀ يكى از زائران ايران به مجمع ما هدايت شد، او مىگفت: مشغول نوشتن تزى با عنوان «عدالت صحابه» هستم. به او گفتم:
«عدالةالصحابة؛ يعنى العاطفة و البرهان» او از عنوان بحث استقبال كرد، برايش توضيح دادم: عاطفۀ انسانى ايجاب مىكند كه انسان همۀ ياران او را عادل و دادگر معرفى كند ولى چه مىتوان كرد كه واقعيتها آن را تكذيب مىكند. چهبسا در ميان دو گروه از صحابه نبردى سهمگين برپا بوده و برخى برخى را كشتهاند و حق مسلّماً با يكى بوده نه با هردو و طبعاً يكى حق بوده و ديگرى باطل، و حكم گروه باطل روشن است.
و درست است كه قرآن در برخى از آيات، صحابۀ پيامبر صلى الله عليه و آله را ستوده است ليكن بايد توجه كرد كه اين نوع ستايشها مربوط به دوران نزول آيه بوده و ناظر به