29اكنون در اينجا دو مطلب را يادآور مىشويم:
1 - هرگاه آيهاى ازنظر مضمون، منسوخ نباشد (چنان كه در مورد رجم چنين است) چرا بايد لفظ آن از قرآن حذف شود؟! آيا الفاظ آن در حدّ تحدى نبوده و از نظر فصاحت و بلاغت به پايۀ آيات ديگر نمىرسيد كه حذف گرديد؟ اگر چنين بود، چرا از اول فرود آمد و اگر واجد شرايط اعجاز بود چرا حذف گرديد.
اگر مضمون آيه منسوخ شده بود، مىشد براى حذف آن مجوّزى ساخت ولى فرض اين است كه معناى آيه به قوّت خود باقى است و لفظ آن حذف شده است و اين نوعى تحريف ناپسندى است كه عقل و خرد آن را صحيح نمىداند.
چيزى كه محققان را بر اين كار واداشته، آن است كه صحيح بخارى در نزد آنان، بسان كتاب الهى خدشهپذير نيست! اگر آنان به خود اجازه مىدادند كه اين كتاب نيز مانند ديگر كتابهاى بشرى خدشهپذير باشد، رد روايت آسانتر از آن است كه به مسألۀ منسوخالتلاوة پناه ببرند و درحقيقت از زير باران برخيزند و زير ناودان قرار گيرند!
فرض كنيم كه منسوخالتلاوة اصلى است صحيح،