94از جملۀ «ابن حجر عسقلانى» است كه در كتاب «الاصابه» زينب عليها السلام مىنويسد 1:
«وَ حَضَرَتْ عِنْدَ يَزيدِ بنِ مُعاٰوية وَ كَلاٰمُها لِيَزيدِ بنِ مُعاٰوِيَة حيٖنَ طَلَب الشَّامي اخْتَها فاٰطِمَة مَشْهُورٌ يَدُلُّ عَلىٰ عَقْلٍ وَ قُوَّةِ جَنان.»
[ ... و در مجلس يزيدبن معاويه حاضر شد و گفت وگوى وى با يزيد بن معاويه در وقتى كه آن مرد شامى خواهرش فاطمه را مىخواست مشهور است و دليل بر خرد و عقل و شجاعت و قوت قلب اوست.]
در بارگاه يزيد
در توصيف بارگاه افسانهاى يزيد در نوشتههاى تاريخى فراوان آمده است كه شايد بهنظر اغراقآميز بيايد، امّا با توجه به اينكه معاويه و يزيد در صرف بيتالمال مسلمانان براى عياشى و حفظ مقام و موقعيت خود هيچ حدّ و مرز و حساب و كتابى قايل نبودند و نيز از اشعار كفرآميز و سخنان و اعمال و رفتارشان هم بخوبى معلوم مىشود كه ايمان به خدا و روز جزا نداشتهاند، چندان بعيد هم نيست اين نوشتههاى تاريخى درست باشند كه اكنون جاى شرح و توضيح بيشتر اين موضوع در اينجا نيست.
از جمله حوادث دردناك براى دختر اميرمؤمنان عليه السلام در آن بارگاه ومجلس شوم كه از هرجهت آراسته بود و تماشاچيان و سركردگان بنىاميه و افسران و صاحب منصبان و حتى نمايندگان كشورهاى بيگانه در آن حضور