94استخوان سنّى در گور پدرت باد و از اين قبيل حرفها. 1
و باز براى تفرقهى بيشتر، شيعيان را متّهم مىكند كه اهل سنّت را نجس مىدانند؛ آنگاه خود را شيعه و مرجع تقليد و عالمى بزرگ در نجف جا مىزند و داستان زير را از قول پدر شيعهى خود حكايت مىكند كه:
پدرم دستور داد رختخواب [مهمان سنّى] را بسوزانند و ظرفهايى كه در آنها غذا خورد خوب بشويند چون شيعيان معتقدند كه سنّى به حدّى نجس است كه اگر هزار بار هم شستوشو داده شود، پاك نمىشود. 2
جاى شكر باقى است كه پدر مؤلّف به شكستن و چالكردن ظروف غذايى كه آن سنّى از آنها استفاده كرده بود، دستور نداده است و امر نكرده كه خاكستر رختخواب را به باد دهند و زمينى كه رختخواب بر آن قرار داشته را خاكبردارى كنند! و داستانپردازى