138اين عقايد و ديدگاهها آشنا، و از بركات و فوائد معنوى آنها بهرهمند شوند.
اما اگر اظهار اين عقايد حق و ديدگاههاى درست به خاطر عدم ظرفيت پذيرش جامعه و وجود موانع مختلف، نتايج سودمندى در پى نداشته باشد و تنها به نابودى و تباهى اهل آن بيانجامد بىآنكه كسى آنها را بپذيرد يا از آنها بهرهمند شود اينجاست كه اظهار آنها عاقلانه و مورد تأييد شرع نخواهد بود، و اين معناى تقيه است.بر خلاف پندار اهل سنّت، تقيه به معناى نگفتن حقيقتها نيست، بلكه به معناى گفتن آنها در زمان و مكان مناسب است؛ «هر سخن جايى و هر نكته مكانى دارد».
قرآن كريم ضمن تأييد اين ديدگاه منطقى، مىفرمايد: وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ؛ 1 يعنى: «خود را با دست خويش به هلاكت نياندازيد».
در جاى ديگر با صراحت بيشترى تقيه را روا مىشمارد و مىفرمايد: لاٰ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّٰهِ فِي شَيْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً ؛ 2 يعنى: «نبايد مؤمنان غير از اهل ايمان، كافران را به دوستى گيرند و هر كه اين كار را انجام دهد از خداوند به دور است مگر