63
سرگذشت هاجر و اسماعيل
چنانكه در روايات پيشين ملاحظه كرديم هاجر و اسماعيل براى هميشه در حرم امن خدا و جوار بيت عتيق و چشمۀ زمزم منزل گرفتند و قبيلۀ جُرهُم به آنها پيوستند و هاجر و اسماعيل از تنهايى رهايى يافتند و هستۀ اوليه جامعۀ مكه بدينگونه تشكيل شد. اسماعيل گوسفنددارى مىكرد و تيراندازى را در ميان قبيلۀ جُرهُم آموخت. او به زبان عربى، كه زبان جرهميان بود، سخن مىگفت. جرهم تعدادى گوسفند براى او آوردند و اين سرمايۀ اوليۀ وى شد. 1
مورخان گويند: پس از آنكه هاجر و كودكش در جوار كعبه و زمزم اسكان داده شدند، ابراهيم با علاقۀ شديدى كه نسبت به آنها داشت و بهخصوص تنها فرزندش اسماعيل، همهروزه به ديدار آنها مىآمد و به قولى هر هفته يكبار و بنا به قول ديگر هرماه يكبار. و پيمودن مسافت شام تا مكه بهوسيلۀ براق بود كه خداوند در اختيار ابراهيم مىنهاد. 2