54آورد تا هاجر و اسماعيل و ابراهيم عليهم السلام را حمل كند. و ابراهيم هرگاه از منطقهاى سرسبز كه درخت و نخلستان و زراعتى داشت، مىگذشت، مىگفت: جبرئيل! آيا اينجاست آن مكان امن؟ و جبرئيل پاسخ مىداد: نه، و راه را ادامه دادند تا به مكه رسيدند و در محل خانۀ كعبه فرود آمدند.
ابراهيم با ساره عهد كرده بود كه از مركب پياده نشود و هرچه زودتر نزد او برگردد. همينكه فرود آمدند، در آنجا درختى بود كه هاجر چادر خود را بر آن درخت افكند و با كودك خويش در سايۀ آن قرار گرفتند. 1 ابراهيم چون آنان را نهاد و خواست برگردد هاجر گفت: ابراهيم! ما را در جايى كه انيس و مونسى وجود ندارد و از آب و علف اثرى نيست مىگذارى و مىروى؟! و ابراهيم پاسخ داد: خدايى كه مرا فرمان داده شما را در اين مكان بگذارم، همو شما را كفايت است. اين بگفت و راهى شد و چون به محلى بهنام «كداء» - كوهى در ذىطوىٰ - رسيد روى بهسوى آنان كرد و گفت: