52درخصوص هجرت ابراهيم از شام به حجاز و آوردن همسر و فرزندش (هاجر و اسماعيل)، روايات فريقين تقريباً همسان است و همه بيانگر يك حادثۀ مهم تاريخى مىباشد؛ رويدادى كه سرآغاز تحوّلى بزرگ در تاريخ بشر و رسالتهاى الهى و بناى كعبه و شهر مكه و تشريع حج و استمرار آن تا قيام قيامت گرديد و آن واقعيت تاريخى همچنان در مناسك و شعائر حج منظور گشت تا جاودانه شود و از خاطرهها محو نگردد و بهعنوان فصلى درخشان از تاريخ موحّدان بيادگار بماند و درسآموز انسانها باشد.
يكى از اين شعائر زمزم است كه آب و آبادانى را به سرزمين مكه و ديار پيامبران آورد. چه، حيات هرچيز به آب است؛ وَ جَعَلْنٰا مِنَ الْمٰاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ آن هم نه يك آب معمولى، بل چشمهاى كه به امر الهى و مباشرت جبرئيل جوشيد و با دستاندركارى ابراهيم و اسماعيل و پاسدارى هاجر استمرار يافت تا سرچشمه بقاى كعبه و حج و رويش نسل مبارك و شكوفايى شجرۀ پاك نبوت در امّالقراى توحيد باشد و با جارى بودنش در عصرها و براى نسلها، آن چشمۀ آب حيات معنوى را تفسير كند و آن اعجاز بزرگ را گواه صدق گردد.
بارى، ماجراى آن هجرتِ تاريخى و تنهايى آن مادر و