40آب فراوان دارد. گفته مىشود: ماء زَمْزَمْ و زُمازِم.»
و برخى گويند: «زمزم اسم وعَلَم مرتجل است»
و نيز گويند: «از آن جهت زمزم گفته شده كه هاجر مادر اسماعيل آن را از پراكندگى گرد آورد و آنگاه كه جوشيد اطراف آن را بست» و اين گفتۀ ابن عباس است كه: اگر اطراف آن را مسدود نمىكرد بر زمين و بر همه جا جارى مىشد.
و برخى ديگر در وجه تسميۀ زمزم گويند: شاپور پادشاه (ايران) وقتى حجگزارد بالاى چاه آمد و زمزمهاى كرد و زمزمه خواندن مجوس است هنگام نماز و (نيايش) و غذا خوردن.
شاعر در اين باره گويد:
زمزمت الفرس على زمزم
و ذاك في سالفها الأقدم 1
«فارسيان بر زمزم زمزمه كردند و اين سنّت ديرين آنها بوده است.»
مسعودى گويد: از آن جهت زمزم ناميده شد كه ايرانيان در گذشتههاى دور به حج مىآمدند و آنجا زمزمه