126«از قرآن چيزى فرو فرستيم كه براى مؤمنان شفا و رحمت باشد و ستمكاران را جز خسران نيفزايد.»
شايد بتوان گفت: شفاى مذكور در آيۀ كريمه، به لحاظ خط سير معنوى قرآن و به قرينۀ آيات 57 سورۀ يونس و 44 سورۀ فصّلت، بيشتر ناظر به شفاى معنوى و بهبودى از بيمارىهاى اعتقادى و روحى است، امّا اين احتمال نمىتواند شفابخشى طبيعى آيات را نفى كند و بسا عموم آيه آن را در برگيرد و دليل قاطعى بر اختصاص آن به آلام روحى و عقيدتى وجود ندارد.
نتيجه آنكه: قرآن جنبۀ شفابخشى دارد؛ از آلام روحى و آلام جسمانى، چنانكه بسيارى از اولياى خدا با خواندن همين آيه به درمان دردها پرداختهاند. حال اين مطلب با كداميك از موازين علوم تجربى وفق مىدهد؟ جاى سؤال است. پس بايد به سراغ عامل و تأثير معنوى در اين موضوع رفت كه در اين صورت هيچ مانع عقلى يا عادى وجود ندارد كه قرآن در بيمارىهاى طبيعى نيز شفابخش باشد البته با شرايط و ضوابط خاصّ خود.
همين مطلب را مىتوان به تربت امام حسين عليه السلام و آب زمزم به لحاظِ قداستى كه دارند، گسترش داد.