111ابن قيّم مىافزايد:
«برخى داروهاست كه دردها را درمان مىكند ولى عقل بزرگان اطبا به آنها نرسيده و دانش آنها و تجربۀ ايشان و معيارهاى آنان بدان دست نيافته است؛ اينها عبارتند از:
داروهاى قلبى، روانى، قوت قلب، اعتماد به خدا، توكّل بر او، تضرّع به آستانۀ حق، التماس و التجا به محضر او، دعا، توبه واستغفار، صدقه و كمك به دردمندان و گرفتاران و...
داروهايى كه امّتها با وجود اختلاف در دين وملّت، آنها را تجربه كردهاند و اثر آن را در بهبودى از بيمارىها ديدهاند در حالى كه دانش و تجربه و معيار داناترين پزشكان به آن دسترسى ندارد. ولى ما و امثال ما موارد بسيارى از اين امور را تجربه كردهايم و ديدهايم. اين داروهاى معنوى كارى از پيش مىبرد كه از داروهاى طبيعى ساخته نيست. و داروهاى طبيعى در برابر آنها مانند داروهاى سنّتى در نظر اطبا است! و اين امور به مقتضاى حكمت الهى و قانونى است كه در جهان جارى ساخته و از حكمت و قانون خارج نيست، چيزى كه هست در نظام علّتها، علل و اسباب متنوّعاند كه بايد شناخته شوند.
هنگامى كه قلب با آفريدگار جهان رابطه برقرار مىكند، آفريدگارى كه خالق داروها و مدبّر طبيعت و هدايتگر آن