88هم، از جانب دولت در «شام» مقيم است، كه سرعسكر «اردوى عربستان»، كه عبارت از سى [و] پنج هزار از نظام پياده و سوارۀ توپخانه، در تحت اختيار سرعسگر است، احترام و رتبه او از «پاشاى والى شام» بيشتر است.
«حضرات حاج عجم»، در سر عسكرى «نامق پاشا»، [در] شهر شوال سنه 1263، وارد «شام» شدند [و] به خانههاى شهر منزل گرفتند؛ «والدۀ شاهنشاه» با سركار «آصفالدوله نور محمدخان سردار»، با متعلقات خودشان - كنار شهر چمن است كه نهر آب جارى است،[به] زبان تركى اسم آن چمن را «گوگ ميدان» مىگويند - چادر سراپرده زدند، ستر كبرى «مهد عليا» والده شاهنشاه عالم پناه، يك شب «پاشاها» را مهمانى كرد، بسيار سنگين و خوب، به طور ايرانى، «پاشاى والى»، والى شام هم يك شب سركار «آصف الدوله»، سردار «نورمحمد خان» را مهمان طلبيد، يك شب هم «مشير پاشا» بسيار احترام نمودند، پانزده روز همۀ حاج در «شام» توقف نمودند، جميع تدارك سفر «مكه» خودشان را ديدند و قرار كرايهشان را دادند، كرايه تخت روان 1 كه خرج مسلّمى باشد، كه عبارت از اين كه مواجب عكّام، تخت روانچى ندهد و خوراك ندهد.
نظر به اين كه هر تختى را، سه نفر تخت روانچى هست، و يك نفر مشعل چى و يك نفر شترخالى محض بار، و يك باب چادر قلندرى، كه حملهدار همه را مكلف است بردارد به مبلغ يك صد تومان الى ورود «مكّه معظّمه»، بلكه گردش كوه «عرفات و منا» و مراجعت از «مكه» كرايۀ جداگانه دارد، و همچنان كرايۀ كجاوه، چهل و پنج تومان است، دو نفر سوار مىشود، آن هم يك شترخالى دارد، نيم باب چادر، ولى دوازده تومان مواجب عكّام دارد، شش تومان خرج خوراك عكام، كه دايم افسار شتر در دست عكام است، و شش جا الى ورود «مدينه»، پولِ اطراق 2 مىگيرند، عكام [و] مشعل چى، پول اطراق به نوع انعام است؛ ليكن اگر شخص ندهد او خواهد گرفت، و در اين شش مرتبه