70غذا و دواى بيشترى همراه برمىدارد و كرايۀ مركب و وسيله را همينجا مىپردازد، آن پول اندكى كه در كشورهاى مسلمان خرج مىكند، به جيب برادران مسلمانش مىرود كه نسبت به او محبت و علاقۀ دينى دارند و به فكر استعمار هم نيستند و به هنگام سختى هم، چه بسا كمك كارند.
در نظر يك مسلمان، مسلمان ايرانى، مصرى، عراقى، آفريقايى و پاكستانى يكسان است. فرد مسلمان ايرانى، يك مسلمان با ايمانِعامل تونسى را به خود نزديكتر مىداند تا يك ايرانى نيم مسلمان غير عامل را، گرچه از خويشانش باشد و خط موهومى را كه سياستمداران به نام «سرحدات» به دور او و برادرانش كشيدهاند اثرى در اين رابطۀ ثابت و معنوى ندارد. مانعتراشىها و سختگيرىهاى دولتها، جز آنكه مردم را بدبين نمايد و گرفتار قاچاقچىها كند و در معرض مرگ قرار دهد، نتيجهاى ندارد، آبروى خودشان را در داخل و خارج مىبرند و مردم را به مشقت و دردسر مىاندازند.
هر اندازه دولتى مورد توجه باشد مسلمانان او را مرجع دينى نمىدانند. اگر دولتها بخواهند هم به مصلحت كشور و هم مطابق دستور دين رفتار نمايند، بايد مجالس مشورتى متشكّل از علماى دينى و مردان ادارى تشكيل دهند و از هر جهت دربارۀ اين موضوع بحث كنند و به آن گروه از مردمى كه استطاعت بدنى و مالى دارند، اجازه دهند و با وسائل آبرومندى، در روزهاى معين حركت دهند، نه آنطور كه يكسره مانع شوند و نه مردم را به حال خود رها كنند.