241هر جا خير و كمال و محبت و رحمت و حساب و ميزان و علم و قانون است، نام و سخن و ارادۀ اين شخصيت عظيم در آنجا هست! خود و ميليونها مثل خود را مىنگرم؛ آنچه از مشكلات زندگى كه آسان شده و قلبى كه مطمئن گرديده و راهى كه به سوى حق برايم روشن شده و وظايفى كه برايم واضح گرديده، خلاصه تمام شخصيت روحى و فكرى و اخلاقىام را از پرتو تعليمات بزرگ صاحب اين قبر مىدانم. چطور در برابرش خود را نبازم و عظمتش سراپاى وجودم را احاطه ننمايد و چهرهام را به ضريحش نسايم؟ ! هر چه دارم از اوست.
به ياد زحماتى كه در راه رستگارى خلق كشيد و شكنجههايى كه از مردم نادان ديد. محبت سرشارى كه به دوست و دشمن داشت وصيتهاى سراسر محبتى كه هنگام مرگش فرمود و درخواست آمرزشى كه براى گناهكاران از پروردگار مىنمود افتادم! بدنم مىلرزد. اشكم جارى است. با چه زبان شكرگزارى كنم و با چه بيان قدر زحماتش را بيان كنم:
«السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ الله، السَّلامُ عَلَيْكَيا نَبِىَّ الله، السّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَمَالنَّبِيِّين، أَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَۀَ وَ أَقَمْتَالصَّلوۀَوَ آتَيْتَ الزَّكوۀَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوف. . .»
پس از نماز مغرب و عشا به منزل برگشتيم و صبح براى زيارت ائمه و بزرگانى كه در بقيعند رفتيم.
بقيع مدفن اولياى خدا
بقيع قبرستانى است در شمال شرقى مدينه كه طرف غرب و