202آب و يخ هم كمياب و گران است. سقّا سطلهاى آب را در ظرفهاى يكى از حاجىها خالى كرده امّا در قيمت آن با هم كشمكش دارند. سقاى عرب از سه ريال كمتر نمىگيرد و مىخواهد آبها را برگرداند. تماشايى اينجا بود كه اين دو نفر گرم جدالند و يك حاجى از چند قدمى خيز برداشت و دبّۀ آب را به سر كشيد و با عجله مشغول نوشيدن است!
به اعتراض صاحب آب اعتنايى ندارد. خوب كه سيراب شد، گفت: عجب آدم پست فطرتى هستى آن چند قدمى محل آب است!
در اين بيابان وسيع چنان جا تنگ شده است كه نمىتوانيم پاى خود را به راحتى دراز كنيم. پاسى از شب كه گذشت، رفت و آمد ماشين كم شد. مستحب است تأخير نماز مغرب و عشا تا رسيدن به مشعرالحرام، گرچه يك ثلث از شب بگذرد، آنگاه هر دو نماز را با يك اذان و دو اقامه به جاى آوردن. چنانكه رسول اكرم - ص - در حجۀ الوداع چنين كرد، ما هم چنين كرديم. از خستگى پشت را به اثاث تكيه داديم.
در زير نو ماه و ستارگان سراسر اين بيابان اشباح متحركى است! قيافههاى مردمِ اطراف خود را تشخيص نمىدهيم. زمزمۀ ذكر و نماز و تسبيح، از هر سمت به گوش مىرسد. اين منظرۀ پرمهابت خواب را از چشم ربوده است. آقاى حاج منزه هم حالش منقلب و گرمازده شده پى در پى ناله مىكند. وسيله غذا و دوا هم در اينجا فراهم نيست!
رفيق آذربايجانى كه ناگهان رفيقش را از دست داده و نمىداند كجا