169سادهاى است كه در وسط باغهاى سبز قرار گرفته. مردم آن چون از هواى لطيف و مناظر زيبا و ثمرات طبيعت بهرهمندند، طبعشان ملايم و اخلاقشان نرمتر از ديگر مردم جزيره است.
رسول اكرم9 به اميد كرامت خُلقى مردم اين شهر، بيابانها و بلند و پستىهاى ميان مكه و طائف را به اتفاق زيد پيمود تا به طائف رسيد. مردمان باشخصيت و مهماننواز طائف، برادران عبد يا ليل، مسعود و حبيب پسران عمرو بن عمير ثقفى بودند، به سوى آنان رفت و آيات وحى را بر آنان تلاوت كرد و به اسلام دعوتشان فرمود، هر يك جوابى گفتند:
يكى گفت: جامۀ كعبه را ربوده يا دريده باشم اگر تو پيامبر باشى! ديگرى گفت: خدا كسى براى رسالت خود جز تو نيافت؟ !
برادر سوم ملايمتر گفت: من به تو جوابى نمىگويم؛ اگر پيامبر باشى برتر از آنى كه به تو سخنى گويم و اگر دروغ مىگويى با تو چه سخنى گويم؟ !
در عوض پذيرايى، اوباش را بر آن حضرت شوراندند، فرياد مىكشيدند: اى ساحر، داى ديوانه! مىخواهى در ميان ما فتنه برانگيزى و دين ما را دگرگون سازى؟ !
به اين اندازه هم نايستادند، سنگبارانش كردند؛ از ساقهاى پايش خون جارى شد، سر زيد شكست.
با بدنى خسته و خاطرى فرسوده! از كوچه باغهاى طائف بيرون