167نگرفته است. هر چه در اين اسرار اين تركيب اجتماعى حج بينديشيم به عمق آن نمىرسيم! چيست آن نيرويى كه اين مردم و عناصر مختلف را با هم تركيب نموده و چه آثار و خواصى از اين تركيب ظاهر مىشود و اين حركات طواف و سعى تا چه حدّ روح اجتماع و فرد را براى هميشه پيش مىبرد، از حوصلۀ فكر و چشمانداز عقل ما بيرون است.
هوا گرم، راه دور و فكر خسته است، بايد به منزل برگرديم. از ميان جمعيت سعى كنندگان بيرون آمديم و عرقريزان به طرف منزل مىرويم.
خاطرات دو مسجد؛ جنّ و رايه
عصر است، درّۀ مكه را سايه گرفته، اندكى هوا ملايم شده است. از آثار كوه و دشت اسرارآميز مكه آنچه در دسترس است و مىتوان به سهولت و از نزديك مشاهده نمود، قبرستان تاريخى مكه است كه به نامهاى مختلف اسم برده مىشود؛ قبرستان قريش، ابوطالب، بنىهاشم، المعلاۀ. به طرف شمال شرقى مكه به راه افتاديم. از كوچههاى سراشيب و پرجمعيت گذشتيم تا به خيابانهاى مسطح و باز وسط وادى رسيديم. در طرف غرب خيابان به مسجدى رسيديم كه مردم براى نماز و وضو در آن رفت و آمد داشتند. ساختمان آن چهار ديوار ساده و سرپوشيدۀ مختصرى است كه بر ستونهايى قرار گرفته و محلى براى وضو و تطهير دارد. فرش آن چند قطعه حصير است. اين سادگى در تمام مساجد حجاز ديده مىشود. در نزديكى آن نيز يك مسجد ديگر