347ابوموسى اشعرى نيز پس از مراجعت از صفّين در درّه ابىدب ساكن شد. وى مىگفت: «مىخواهم همسايۀ قومى باشم كه مكر و نيرنگ نمىكنند.» و مقصودش مردگان بود. 1
در تاريخ آمده است: هنگام ولاديت رسول خدا - ص - شنيده شد:
گويندهاى بر بالاى حَجون مىگويد:
فأقسم ما أنثى من الناس أنجبت
ولا ولدت أنثى من الناس واحده
«سوگند مىخورم كه هيچ زنى از مردم نزاييده، و هيچ مادرى نوزادى به دنيا نياورده است.»
ما ولدت زهرِيَّةِ ذات مفخر
مجنبة لؤم القبائل ماجده
«چنانكه اين مادر سپيد روى بالنده، و پيراسته از پستى قبايل و گرانمايه، نوزاد به دنيا آورده است.» 2
همچنين ابى سلمه مىگويد: «پيامبر به هنگام فتح مكه بر حَجُون ايستاده و - خطاب به شهر مكه - فرمودند:
«به خدا سوگند كه تو بهترين و محبوبترين سرزمينها در نظر خداوندى و اگر مرا از تو بيرون نكرده بودند هرگز از تو بيرون نمىرفتم، جنگ و خونريزى در اين سرزمين براى هيچكس پيش از من روا نبوده و براى هيچكس پس از من نيز روا نيست.» 3