214مىشد و البته در آن زمان اين بناى مسجد نبوده است. ابن جريج مىگويد: به عطاء گفتم آيا براى تو وصف كردهاند و گفتهاند كه ميزان بالا رفتن پيامبر تا كجاى صفا و مروه بوده است؟ گفت: نه همين قدر گفتهاند كه مقدار كمى از كوه بالا رفتهاند. گفتم اكنون چگونه بايد انجام داد؟ گفت: همانگونه اندكى بايد بالا رفت. گفتم: آيا آن قدر بالا بروم كه خانه كعبه را ببينم؟ چند بار گفت: نه، ضرورت ندارد مگر اين كه خودت بخواهى و اين بر تو واجب نيست و به من خبر نرسيده است كه پيامبر - ص - در كوه مروه تا محل سنگ سپيد بالا رفته باشند و همين قدر گفتهاند كه اندكى از كوه صفا و مروه بالا رفتهاند. ابن جريج مىگويد كسى از عطاء پرسيد آيا براى كسى كه ميان صفا و مروه سعى مىكند جايز است كه از هيچكدام بالا نرود و كنار آنها بايستد؟ گفت آرى به جان خودم چيزى براى او نيست. ابن جريج مىگويد: عطاء مىگفت در صفا و مروه لازم است روبروى كعبه قرار بگيرى و روى به آن كنى و از اين چاره نيست، پس از رسول خدا - ص - پيروان آن حضرت نيز هنگام سعى ابتدا از كوه صفا قدرى بالا رفته و پس از آن سعى را آغاز مىكردند. ابن جريج در اين باره مىگويد:
پسر طاووس كيسانى از پدرش نقل كرده كه او هيچگاه بالا رفتن از كوه صفا و مروه را رها نمىكرده و از آن دو چندان بالا مىرفته است كه كعبه را ببيند و آن گاه رو به قبله مىايستاد، و باز از قول نافع نقل مىكند كه عبداللّٰه بن عمر چون به سوى كوه صفا مىرفت، نخست از آن چندان بالا مىرفت تا خانه كعبه براى او آشكار شود. و روبروى آن مىايستاد و در تمام حجها و عمرههاى خود چنان مىكرد و روى صفا هر دو پاى خود را قرار مىداد و هيچگاه به