175مخزومى دايى عبداللّٰه و تعداد ديگرى از بزرگان قريش، او را از اين كار منع نموده، اظهار داشتند: اگر چنين كنى از فردا روز، كشتن پسران در ميان ما سنّت خواهد شد. سپس عبدالمطلب با نظرخواهى از ديگران، ده شتر را در نظر گرفته، ميان عبداللّٰه و شتران قرعه زد كه قرعه به نام عبداللّٰه افتاد. پس بر تعداد شتران افزود تا به يكصد شتر رسيد آنگاه قرعه زد و قرعه به نام شتران افتاد، سپس آن را سه مرتبه تكرار كرد و باز نتيجه همان شد. پس از آن عبدالمطلب يكصد شتر را قربانى نمود و گوشت آن را به مردم داد. ليكن خود و فرزندانش از آن نخوردند. 1
چاههاى مكّه
قبل از پيدايش زمزم، چاههايى در مكه وجود داشته كه اسامى برخى از آنها چنين است: 1 - كر آدم 2 - مفجر 3 - بذَّرْ 4 - سَجْلَه 5 - طَوِىّ 6 - جَفْر 7 - ام جعلان 8 - علوق 9 - شُفَيّه 10 - سَنْبله 11 - ام حردان 12 - رَمْرَم 13 - غَمْر 14 - سيره.
در دورۀ جاهلى و پس از پيدايش زمزم نيز، تعدادى چاه به اسامى، «اسود»، «ركايا قدامه» «حُويطب»، «خالصه» و «زهير» در مكه حفر شده است.
پس از اسلام نيز، با توجه به كمبود آب در مكه و نياز شديد مردم به آن، چاههاى فراوانى حفر كردهاند كه اسامى برخى از آنها عبارت است از:
1 - ياقوته، 2 - عمرو بن عثمان، 3 - شركاء، 4 - عكرمه، 5 - صلا، 6 - طلوب، 7 - ابى موسى، 8 - شوذبْ، 9 - بُرود، 10 - وردان، 11 - صَلاصلْ، 12 - بكّار،