101زاييده بود، با آب زمزم شستند. 1
جامهاى هم كه در آن زاييده بود گوشهاى انداختند و در اصطلاح به چنين جامهاى «لُقٰا» مىگويند و چنين بود كه عموم مردم گرد كعبه برهنه و بدون هيچ جامهاى طواف مىكردند، مگر حمسىها (يعنى قريشيان و هم پيمانان ايشان) كه با جامه طواف مىكردند. اگر كس ديگرى غير از آنان با جامه طواف مىكرد چون طوافش تمام مىشد چه مرد و چه زن، آن جامه را كنار خانه مىانداخت و هيچكس به آن دست نمىزد و آن را حركت نمىداد تا آن كه زير گامهاى مردم و بر اثر تابش آفتاب و باد و باران پوسيده مىشد. در اين باره ورقة بن نوفل چنين سروده است:
«همين اندوه براى او بس است كه گويى همچون جامه مطرود (لُقىٰ) زير دست و پاى طواف كنندگان بر كعبه افتاده است» مقصودش اين است كه كسى با او تماس نمىگيرد.» 2
در برخى روايات از ابن عباس و نيز قتاده نقل شده كه: گروهى از قريش و نيز طايفهاى از يمنىها براساس همان انديشههاى خرافى، برهنه طواف مىگزاردند و عجيبتر آن كه ابن عباس مىگويد: برخى نه تنها در مطاف، بلكه قبل از ورود به مكّه و دخول حرم، لباسها را از تن خارج، وعريان وارد مكه مىشدند! 3
اسامى برخى از قبايل آن روز حجاز كه برهنه طواف مىكردند، عبارتند