69
و مهربان است.
آه از فراق تو اى مادر! كه اشگهاى ما را بر گريبان جارى كرده، فرو مىبارد.
و كيست جز مادر كه اشك فرزندان را پاك كند زيرا، او از هر كس سزاوارتر است.
پس از محمد صلى الله عليه و آله ، درود و سلام خدا بر تو باد تا زمانى كه نغمهاى سروده شود يا شعرى خوانده شود و نيز خاندان پبامبر و يارانش، تا زمانى كه گويندهاى مىگويد. تو را برترى است و هرگز مقاماتِ عاليۀ تو را كسى درك نكرد!»
سفرنامه زهرا در زندگى
در خانهاى كه ريشهدارترين خاندان قريش است؛ زهرا بهدنيا مىآيد. پدر، صادق امين كه احدى از قريش بهپايۀ شرافت، صداقت و امانتش نمىرسد، مادر بانويى كه در مكه از نظر شرافت و عزّت و رفعت همانندى ندارند. خدا چنين خواسته بود كه زينب و رقيه و امّكلثوم و فاطمه عليها السلام ، در گرامىترين خانه و خانواده ديده به جهان گشايند؛ خانهاى كه عرب، در اصالت و كرامت و پاكى براى آن مانندى نمىشناخت! و با استقبالى روبرو شوند كه هيچ فرزندى مثل آن فرزندان استقبال نشده است؛ زيرا بيشتر خانههاى مكه از دختران با چهرۀ خشمگين و قلبهاى ناراضى استقبال مىكردند و تولّد دختر خبرى ناميمون برايشان بود!
اما خانۀ زهرا عليها السلام چنين نبود. پدر و مادر، محمّد صلى الله عليه و آله و خديجه بودند كه اين چهار دختر را ثمرۀ پاك ازدواجى مىدانستند كه بر مودّت خالصى، پىريزى شده بود و اين هديۀ مباركى بود كه خداى تعالى، روزىِ آنها فرموده و آنها در خشنودى به موهبت الهى ضربالمثل بودند.
پدر گرامى در سيماى دختران نورستۀ خود، جلوهاى لطيف از همسر باوفايش مىديد كه با مهربانى عطوفتش، انس داشت و رنج و محروميت كودكى و يتيمى را با وصل او جبران مىنمود.