218
«اين اعلام برائت خدا و پيامبر اوست براى آن عدهاى از مشركان كه با آنان عهدى داشتيد. چهارماه در زمين آزاد باشيد و بدانيد كه شما خدا را ناتوان نتوانيد كرد و خدا كافران را زبون خواهد ساخت. اين اعلام برائت خدا و پيامبر اوست - به مردم در روز حجّ اكبر - كه خدا و پيامبرش از مشركان بيزارند. پس اگر توبه كنيد براى شما بهتر است و اگر رخ برتابيد، بدانيد كه شما خدا را ناتوان نكنيد و بشارت بده آنان را كه كافر شدند به عذابى دردناك، مگر آنان كه از مشركان همپيمان شما هستند و به هيچ وجه نقض عهد نكردهاند و كسى را عليه شما به يارى نطلبيدهاند. پس عهد آنان را تا مدتى كه تعهّد دارند به آخر برسانيد، كه خدا پرهيزكاران را دوست مىدارد.»
زهرا عليها السلام به خوبى منزلتِ شوهر خود را بيش از پيش دريافت. مصطفى صلى الله عليه و آله او را از ميان همۀ مردم برگزيد و چنان شرافتى را تنها به او ارزانى داشت كه چنين پيامى را به همۀ مردم اعلام نمايد. آنچه على عليه السلام به انجام رسانيد، نيابتى بود از محمد مصطفى صلى الله عليه و آله . برق شادمانى در سيماى زهرا مىدرخشيد كه چنين نيابتى را مصطفى صلى الله عليه و آله به على عليه السلام داده است و اين با شادمانى ديگرى همراه بود و آن اينكه رسولاللّٰه، خداى را سجدۀ شكر كرد كه قبيلۀ هَمدان اسلام آوردند و اين بهدنبال نامهاى بود كه على عليه السلام از سوى پيامبر براى آنان برده بود و نيز در همين سال (نهم هجرى) بود كه «وفود» و نمايندگان قبايل پس از فتح مكه و بازگشت از تبوك يكى پس از ديگرى به مدينه مىآمدند و گروه گروه به اسلام مىگرويدند! از جمله: وفد، اشعريان و اهل يمن كه اين رجز را بر زبان ترنم مىكردند:
«غداً نلقى الأحبّة
محمداً صلى الله عليه و آله و حزبه»
«فردا دوستان را ديدار مىكنيم محمد صلى الله عليه و آله و حزب او را.»
و رسول خدا دربارۀ آنان فرمود: «اهل يمن آمدند. آنها قلب رقيقتر و دلهاى نرمترى دارند ايمان يمن و حكمت يمانى» 1 - اين در حالى بود كه پيامبر قبلاً خالدبن وليد را با جمعى از مسلمين به يمن فرستاده بود و آنها شش ماه در آنجا مانده بودند و كسى اسلام اختيار نكرده بود! - در اين زمان بود كه طايفه هَمدان عموماً مسلمان شدند، على عليه السلام