165مىشد. مغازهها در اطراف شهرِ مدينه پراكنده بود و رفتن به بازار براى خريد نيازمندىها، دشوار بود. در توان على عليه السلام نبود كه خدمتكارى استخدام كند. خود براى تدارُكِ روزى تلاش مىكرد و در كنار آن تكاليف و مسؤوليتهاى دينى و جهاد در راه خدا را نيز انجام مىداد و به رغم همۀ مشكلات كه در زندگى بود و سختىها كه تحمّل مىكردند.
خوشبختى و ثبات، بر آن خانۀ كوچك سايه افكن بود.
فاطمه عليها السلام در انجام وظايف خود نسبت به همسرش (علىبن ابىطالب) كوشا بود و در اداىِ حقوق و تكاليف قصور نمىكرد! آن همه تلاشِ فاطمه در حالى بود كه حسنبن على را نيز آبستن بود و اين خود بر مشقّتهاى زندگى در آن شرايط دشوار و گرماى سوزان حجاز مىافزود.
روزى امالفضل همسر عباس، خدمت پيامبر عرض كرد: «يا رسولاللّٰه در خواب ديدم كه تكّهاى از بدن شما در خانۀ ماست!» فرمود: «خواب خوبى ديدهاى، فاطمه پسرى به دنيا مىآورد كه تو او را با فرزندت «قُثَم» شير مىدهى! ديرى نگذشت، حسن عليه السلام تولّد يافت و امّالفضل او را با قثم شير داد.
در آن هنگام كه تولّد فرزند نزديك شد و در خانۀ زهرا عليها السلام همه در انتظار آن مولود عزيز بودند. نيمۀ ماه رمضان سال سوم هجرت فرا رسيد و زهرا به استقبال نخستين فرزندش رفت پيكى به محضر پيامبر شتافت و تولّدِ آن مولودِ گرامى را به پيامبر بشارت داد. آن حضرت با شادمانى و اشتياق به خانۀ زهرا آمد و نوزاد را در بغل گرفت و در گوش او اذان گفت و با علاقه و مهر به چهرهاش مىنگريست.
علىبن ابىطالب عليه السلام گويد: «چون حسن متولّد شد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: پسرم را بياوريد ببينم، او را چه نام داديد؟ گفتم: حرب ناميدهام. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نه، او را حسن بناميد.» پيامبر تولد حسن عليه السلام را جشن گرفت و در روز هفتم ولادتش براى او عقيقه كرد و موى سرش را تراشيد و هموزن آن طلا صدقه داد.
حسنبن على عليهما السلام در صورت، شبيهترين خلق به پيامبر صلى الله عليه و آله بود. زُهَرى از انس نقل كرده: «حسن از سينه و سر شبيه پيامبر بود و حسين از سينه به پايين». 1 پيامبر خدا، حسن