979
فلسفۀ زيارت در اسلام
با استناد به آيه 156 سوره بقره درمىيابيم كه همانا در فرهنگ اسلامى، هدف اصلى رشد و ارتقا به سمتى است كه بايد باشد و هدايت او به نقطهاى است كه بايد برسد. از اينرو، يكى از راههاى تقويت معنويت و ايجاد ارتباط با معبود، از راه زيارت است كه انسان وقتى به معناى عميق زيارتنامهها توجه كند و با عشق و علاقه به زيارت بپردازد، احساس مىكند از طريق مكانى كه مشغول زيارت است، به معبود خود نزديكتر شده است. بسيارى از اوقات مسير زيارت، همراه با عشق و از خودگذشتگى است.
وادى زيارت بيش و پيش از آنكه وادى معقولات و محاسبات عقلى باشد، وادى دل و جذبه درون است. زاير اگر بداند و بشناسد كه مورد زيارت كيست، هرگز نمىپرسد كجاست؟ به راه مىافتد و همچون خضر به دنبال آب حيات و همچون موسى، در پى عبد صالح روان مىگردد تا برسد و بيابد و بهره برگيرد و كامياب شود.
زيارت از اين مقوله است؛ پيوند قلبى است؛ محبت و علاقه است. آنچه زاير را به پيمودن راهها دور و دراز و طى مسافتها و تحمل رنجهاى سفر و بيم باديه و استقبال خوف و خطر وا مىدارد، كشش درونى و علاقۀ قلبى اوست و اگر عشق آمد، خستگى رخت بر مىبندد و اگر محبت در كار بود، ملال متوارى مىشود. آنكه در راه طلب خسته نگردد هرگز پاى پر آبله و باديه پيماى من است
همۀ مخلوقات الهى، در سير و سفر از مكانى به مكان ديگر و از زمانى به زمان ديگر، در جهت كمال حركت مىكنند. قرآن كه براى هدايت بشر نازل شده است، در آيههاى بسيار با تعابيرى مانند: «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ...»، «فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ ...» و «أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ» بر سير و سفر تأكيد داشته و در خطابههاى مختلف از انسان دعوت مىكند كه به مسافرت و زمينگردى بپردازد. 1 هدفدار بودن جهان هستى و خلقت موجودات و انسانها و نيز بيهوده و عبث خلق نشدن پديدهها و هستى به