866بينش و منطق و قدرتشان قوىتر است، اما گمراهى و تزلزل شخصيت و پريشانى فكرى آنها از نسلهاى قديم بيشتر است و اين، به دليل نداشتن الگوهاى كامل انسانى است. چنين انسانى مبدأ و منتهاى حركت و آفرينش انسان را نمىداند و در اثر اين نادانى، در راه زندگى از رفتن به سوى كمال و رشد انسانى كه همان عبوديت و بندگى خداست، باز مىماند و اين سرنوشتى كه در طول تاريخ بشريت، بسيارى از انسانها دچار آن گشته و با نپذيرفتن دعوت رسولان الهى و حجتهاى خداوند، دست به دامان الگوهاى غير متعالى شده و با چنين مستمسكى، دچار ضلالت و گمراهى ابدى گشته و روى فلاح و سعادت را نديدند و داستان چنين انسانهايى در قرآن ذكر شده است. 1
ج) لطف خدا در ارائۀ الگوهاى برتر
مكتب تربيتى اسلام با احاطه بر نياز انسان به الگو و جهت پاسخگويى به اين نياز فطرى و سرشتى انسان، الگوهاى متعالى را در اختيار انسانها قرار داد، در هر زمان و شرايطى، امكان تماس و ايجاد ارتباط واقعى انسان با امام و الگو و اسوۀ حسنه را ميسر مىداند و اين انسان است كه بايد به چنين ارتباطى، به طور دائمى توجه داشته و از آثار تربيتى چنين كمالى، برخوردار بشود.
همانگونه كه مطرح شد، مىدانيم كه اسلام براى پاسخگويى به نياز انسانها، اصل همانندسازى با الگوهاى برتر را تحت عنوان «نبوت و امامت» مطرح نموده و تمام محتواى نظرى مكتب را در وجود نبى و امام، به عنوان يك حقيقت عينى و قابل لمس به نمايش گذاشته است و اين چهارده معصوم را كه مظهر همه صفات جماليه خداوند و جامع جميع كمالات روحى و ملكات نفسانى و درياى علم و حكمت و مظهر تقوا و پارسايى و مجسمۀ زهد و حلم و ساير خصائل ستوده هستند، به عنوان گلهاى سر