820انسانىِ منحصر به فردى مىباشد كه مىتوان آنها را اينگونه بيان نمود:
1. عقل گرايى در رفتار و شخصيت
يكى از نعمتهايى كه خداوند متعال در وجود انسان قرار داده است تا به واسطۀ آن به سعادت دنيوى و اخروى برسد و از دايرۀ حيوانات خارج شود، نعمت عقل و فهم و شعور مىباشد. هرگاه در اسلام سخن از شخصت و رفتار ايدهآل به ميان مىآيد، منظور همان شخصيتى است كه مطابق با عقل و تحت فرمان آن مىباشد. چنين شخصيتى است كه مىتواند فرق ميان امورات مطلوب و نامطلوب را تشخيص دهد و بهترين گزينه را براى سعادت خود انتخاب كند. قرآن كريم در تمجيد كسانى كه از نيروى عقل خود استفاده مىكنند، چنين مىفرمايد: «فَبَشِّرْ عِبٰادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِكَ الَّذِينَ هَدٰاهُمُ اللّٰهُ وَ أُولٰئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبٰابِ »؛ 1 اى پيامبر، بندگان مرا بشارت بده، همانها كه اقوال مختلف را مىشنوند و بهترين را بر مىگزينند و پيروى مىكنند؛ آنها كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده و صاحبان عقل و شعور مىباشند.
2. فطرت جويى در رفتار و شخصيت
انسان موجودى دو بعدى است. علاوه بر جسم و تنِ مادى و فيزيكى، داراى يك روح الهى مىباشد. در تربيت انسان مىبايست به هر دو بعد انسان توجه كامل داشت.ولى با چنين توصيفاتى بايد گفت كه اصل وجود آدمى در روح او مخصوصاً فطرت الهى و توحيدى او خلاصه مىگردد و جسم و تن انسان به عنوان يك ابزار در خدمت روح و روان وى قرار دارد. اگر ما دم از انسانيت و شخصيت اومانيستى بزنيم، ولى فطريات الهى انسان را فراموش كنيم، سخت به بيراهه رفتهايم. 2 يك شخصيت سالم و رفتار ايدهآل، دقيقاً از فطريات درونى خود كه چيزى جز خداپرستى و ميل به كمالات