719نيست؛ بلكه ساير جنبههاى سياسى، اجتماعى به خصوص عاطفى و روانى و تربيتى را نيز در بر مىگيرد.
زيارت پيونددهنده انسان با ائمۀ معصومين عليهم السلام است. وقتى به زيارت چنين انسانهاى بزرگ و شريف نايل مىشويم، بايد به عنوان يك الگوى برتر از آنها كسب فيض كرده و اخلاق و رفتار و اعمال خود را با ساير خصوصيات آن بزرگواران منطبق سازيم، چراكه در اين صورت است كه زيارت معناى واقعى خود را پيدا مىكند.
وقتى ما در برابر يك معصوم و امام قرار مىگيريم و در مزار پيشوايان دين، با شناخت و بصيرت خود حضور مىيابيم و مىدانيم كه اينان كمال مجسم و عينيت فضيلت و جلوههايى از نور خدا و چشمههايى از فيض رب و تبلورى از ايمان و خلوص و عبوديت و پاكىاند، در اين صورت عظمت آنان ما را متوجه نقايصمان مىكند و پاكى آنان ما را به ماديات و دنياگرايىما واقف مىگرداند. پيروى از آنان معصيت ما را محو مىنمايد و نورانيت آنان تيرهجانى و تاريك دلى ما را روشن مىكند. مقام آنان ما را آگاه مىكند كه اگر آنان در قلهاند، ما هنوز به دامنه هم نرسيدهايم، اگر آنان معصومند، ما گرفتار معصيتيم، اگر آنان برگزيدۀ خدايند، ما در دام ابليس و هواى نفس اسيريم، اگر آنان در اوج معراج معنوىاند، ما در هبوط مادى ماندهايم، اگر آنان بنده خدايند، ما در بند خود گرفتار آنيم.
زيارت زمينهساز اين تقابل و تقارن و مقايسه و محاسبه است و تا اين سنجش انجام نگيرد، به كاستىهاى اخلاقى و ضعفهاى معنوى خود واقف نخواهيم شد.
پيشنهادات
1. در جامعه سعى شود كه مردم را با اين اماكن مقدس و زيارتگاهها پيوند دهيم كه اين نقش را رسانههاى ارتباط جمعى، آثار مكتوب، مطبوعات و... مىتوانند به خوبى ايفا نمايند.