1087
5. زيارت در ادبعامه 1
مصطفى خلعتبرى ليماكى 2
چكيده
در فرهنگ عامۀ ايرانيان قديم زيارت رفتن داراى آداب و سنن و آيينهاى خاصى بوده است. يكى از آداب سفرهاى زيارتى چاوشخوانى بوده كه هنوز هم در برخى از روستاها پايدار مانده است. چاوش به عنوان منادى سفر زيارتى مسئوليت ارتباطى و نقش فرهنگى ويژهاى بر عهده داشته است. و با خواندن اشعار مخصوصى در محلات مىگشته و نداى تشكيل و حركت كاروان سفر را مىداده است. آنها چه در هنگام رفتن و چه در بازگشت زايران با خواندن اشعار قافله سالار زايران بودند.
نويسنده در ادامۀ اين نوشتار به بازتاب زيارت و آداب آن در ادب و فرهنگ عامه به گونۀ اختصار پرداخته و زيارت را در موضوعات و مفاهيمى مانند ضرب المثلها، قصهها، تمثيلها، ترانهها و اشعار محلى و غيره كه از اجزاى مهم فولكلور يا فرهنگ عامه است مورد بررسى قرار داده و نمونههايى را براى هر كدام ذكر كرده است.
كليدواژهها: زيارت، چاوشخوانى، فرهنگ عامه، مَثل.
مقدّمه
در فرهنگ لغات «زيارت» به معنى رفتن به جايى به قصد ملاقات و ديدار كسى يا جايى است. ديداركننده را زاير و محل ملاقات را مزار، مىنامند. 3 در لغتنامۀ دهخدا نيز «زيارت» چنين معنى شده است: به مشاهد متبرك و بقعهها رفتن و دعايى كه به عنوان