1037شعر «سخن موزون و غالباً مقفى حاكى از احساس و تخيل» معنى شده است. جمع آن «اشعار» و فرق شعر و نظم را در اين امر دانستهاند كه شعر كلامى است موزون و خيالانگيز و نظم كلامى است موزون و قافيهدار 1 و شاعرى به قول نظامى عروضى در چهار مقاله، صناعت و فنى است كه شاعر به وسيلۀ آن مقدمات توهمزا را فراهم آورد و قياسهاى نتيجه دهنده را باهم سازگار سازد «بر آن وجه كه معنى خُرد را بزرگ گرداند و معنى بزرگ را خرد و نيكو را در خلعت زشت باز نمايد و زشت را در صورت نيكو جلوه كند» و به واسطۀ ايهام سرشتها را گرفتگى و گشادگى خاطر پديد آيد. 2 لذا گفتهاند: شعر به معنى شعور و آگاهى و در حديث، حكمت است. شعر و شاعرى يكى از زير مجموعههاى علوم ادبى و ادبيات است. 3 با اين توضيح و اينكه موضوع مقاله تجلى زيارت در شعر و ادب فارسى است، شايسته است پيش از پرداختن به مسألۀ زيارت در شعر و ادب فارسى، از زيارت در قرآن و روايات بحثى كوتاه به رشتۀ تحرير درآوريم.
واژۀ زيارت در قرآن كريم تنها در دو مورد به طور صريح آمده است كه اولى «تَزٰاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ » 4 به معناى مفهومى زيارت، گراييدن (در جريان غار اصحاب كهف) و دومى «حَتّٰى زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ» 5 به معنى اصطلاحى زيارت قبور است. 6 و آيۀ «... وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ ...» 7 به لحاظ تفسيرى در مورد استحباب و مشروعيت زيارت حضرت رسول صلى الله عليه و آله استشهاد مىشود. 8
همچنين در آيات ديگرى به طور كلى به مفهوم زيارت اشاره دارد 9. 10