1026جاويدش آن را به خود مخصوص گردانده است. «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ» 1 و آنكه به زيارت حرم نبى مكرم صلى الله عليه و آله يا مشهدى از مشاهد ائمه عليهم السلام مىرود، در واقع تولى را در قلب خود زنده نگه داشته است.
زاير در زيارت، عهد و پيمان خود با خدا، پيامبر و ولى او را تجديد مىكند و اعتقاد به توحيد، نبوت و ولايت را اثبات مىنمايد و اين همه ارزشهايى هستند كه اسلام بدين رسمِ بالنده بخشيده است و همين تقدس و معنويت سبب گرديده است كه بسيارى از هنرمندان و ادبا هنر و كلام خود را با اين مقولۀ ارزشمند زينت بخشند و بر ارزش نقش و سخن خود بيفزايند و در حقيقت هنر و كلام خود را وسيلهاى براى تقرب به حق تعالى و اولياى او قرار دهند. اى دل بيا كه به پناه خدا رويم زانچ آستين كوته و دست دراز است
زيارت در ادبيات و هنر
ميدان هنر و ادب اسلامى، از طبيعت در شكل نمادين آن آغاز مىگردد و تا ماوراءالطبيعه و مراحل سير و سلوك پيش مىرود و باورهاى ارزشمندى را كه از دين مقدس اسلام سرچشمه گرفتهاند همراه با زيبايىهاى نهفته در دل هنر و ادبيات به مخاطبانشان منتقل مىنمايند. شعاع دايرۀ هنر اسلامى از صبحگاه «قالوا بلى» آغاز مىگردد و تا طلوع رستگارى و تصوير بهشت و دوزخ پيش مىرود. هنرمند، از عالم محسوسات گذر مىنمايد و صحنۀ آفاق را پشت سر مىگذارد و در تجربۀ شهودى خود، در عالم انفس سير مىنمايد كه بسيارى از آثار هنرمندان و ادباى مسلمان گواه وسعت و شگفتى اين قلمرو است.
يكى از مقولههايى كه در هنر و ادب اسلامى بدان پرداخته شده است، موضوع زيارت است. همچنان كه زيارت در اسلام ديدار زندگان است، هنر مربوط به زيارت نيز هنر زنده است و تنها تصويرگرى يك اتفاق يا يك مكان نيست، بلكه اثر ارائه شده