212يزيد را كه ممكن بود داعيۀ خلافت داشته و شورش كند، زير نظر داشته باشد و به همين جهت او را گاه و بيگاه تحقير مىكرد ومورد اهانت قرار مىداد و سرانجام همين ام خالد مروان را به سال 65 هجرى خفه كرد و به هلاكت رسانيد.
مدت حكومت مروان نوزده ماه و اندى بوده و اميرالمؤمنين على عليه السلام دربارۀ حكومت كوتاه مدت او پيشگويى كرده و فرموده بود: مدت حكومت مروان به اندازۀ زمان يك دماغ ليسى سگ خواهد بود. 1
عبدالملك
او پسر مروان بن حكم است. در زمان خلافت پدرش، از فقها و زهّاد مدينه بود و از بس در مسجد نماز و قرآن مىخواند به او كبوتر حرم مىگفتند امّا وقتى پدرش هلاك شد و مژدۀ حكومت به او دادند قرآن را بست و كنارى گذاشت و گفت: «هٰذٰا فِرٰاقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ »؛ 2«اينك وقت جدايى ميان من و تو فرا رسيده است» از آن پس، صرفاً به دنيا خوارى و سلطنت پرداخت.
داستان جالب ديگر راجع به او آن است كه گويند وقتى يزيد بن معاويه در وقعۀ حرّه، مدينه را محاصره و قتل عام و غارت كرد و سپس به مكه يورش آورد و جنگيد؛ عبدالملك از اين كار يزيد، سخت ناراحت شد و اظهار تنفّر نمود ليكن پس از آن كه خودش به حكومت رسيد، مثل يزيد