205حجر بن عدى و همراهان او، قنبر غلام على عليه السلام و ديگر دوستداران على و آل او، در اين كتاب خوانديد.
افزون بر آن همه جنايات و درندگىها، معاويه ناسزاگويى به على عليه السلام را به همۀ شهرهاى زيرسلطهاش، بخشنامه كرد و بدين وسيله در بسط سلطۀ شيطانى و گسترش حاكميت جور، پست ترين روشها و زشت ترين كارها را انجام داد.
جالب توجه آن است كه على عليه السلام اين حركت ضد انسانى معاويه را پيش گويى فرموده:
«أما إنه سيظهر عليكم بعدي رجل رحب البلعوم مندحق البطن يأكل ما يجد و يطلب ما لا يجد فاقتلوه و لن تقتلوه ألا و إنه سيأمركم بسبي و البراءة مني فأما السب فسبوني فإنه لي زكاة و لكم نجاة و أما البراءة فلا تتبرؤا مني فإني ولدت على الفطرت و سبقت إلى الإيمان و الهجرة .» 1
«آگاه باشيد كه به اين زودى و پس از من، شخصى گشاده گلو، شكمگنده برشما چيرهشود. او هرچهبيابد،بخورد ودر جستجوى چيزى باشد كه گيرش نيايد. او را بكشيد ولى نخواهيد كشت.
بدانيد كه او شما را فرمان خواهد داد تا مرا ناسزا گوييد و از من دورى كنيد. عيب ندارد، به اجبار مرا ناسزا گوييد كه آن بالندگى من و وسيلۀ نجات شماست ليكن از من دورى نگزينيد كه من بر فطرت زاده شده و در ايمان و هجرت بر همگان پيشى جستهام.»