192زمينۀ فقه، حديث، اخلاق و تعليم و تربيت، آثار گرانبهايى از وى بر جاى مانده است. 1
در علت قتل او كه از ريشۀ تعصب و كينه و جهالت عصر، آب مىخورد، نوشتهاند كه قاضى سنى مذهب شهر صيدا، به سلطان نامهاى نوشت و در آن اظهار داشت كه در اين جا عالمى خارج از مذاهب چهارگانه، پيدا شده است. سلطان دستور داد او را دستگير و به پايتخت اعزام دارند تا او را با علماى مركز روبرو كند و از جريان آگاهى يابد.
مأمور شاه به قصد دستگيرى شهيد ثانى به صيدا آمد و اطلاع يافت كه شهيد به حج رفته است، به تعقيب او پرداخت و در راه بر شهيد دست يافت. شهيد تقاضا كرد كه به او مهلت دهد تا حج بگزارد و سپس او را به هر كجا كه بخواهد ببرد. مأمور پذيرفت، و شهيد زيارت خانۀ خدا به جاى آورد و بعد همراه مأمور به سوى پايتخت عثمانى راه افتادند، در نيمۀ راه، مأمور به دنبال فريب و اغواى مرد پليدى، شهيد را در كنار دريا سر بريد. و به سال 966 ه . ق. سر بى تن او را در قسطنطنيه نزد سلطان برد. او كه شهيد را زنده خواسته بود از اين عمل به خشم آمد و قاتل را به كيفر قتل شهيد ثانى بكشت و بدين ترتيب او پيش از آخرت، در دنيا كيفر ديد.
معروفترين آثار اين شهيد بزرگوار عبارت است از: «شرح لمعۀ دمشقيه»، «منية المريد» و «كشف الريبه» 2 كه اين كتاب بنام «بيمارىهاى روانى» به فارسى ترجمه شده و منتشر گرديده است.