197ولى قرآن كريم اينگونه نمىگويد. اگر بنابراين باشد همۀ محبوبهايى را كه خدا آنها را محبوب ما كرده است دور بيندازيم، زندگى ما تعطيل مىشود؛ زيرا با اين تفسيرى كه شما كرديد، سلوك با زندگى مشروع الهى سازگار نيست و بايد گفت راه سلوك الىاللّٰه به روى ما بسته است. بنابراين، صحيح آن است كه قرآن و سنت مىگويد. شما همۀ محبوبهاى طبيعى و فطرى و حلال را درخانۀ دل راه دهيد؛ پس در دل شما علاوه بر انواع محبوبها، محبوب خدا نيز قرار دارد منتهىٰ بايد خداى محبوب، در خانۀ دل، محبوب اول و يك سر و گردن از ديگر محبوبها بلندتر باشد كه در زمان لازم، محبوبهاى كوچك به پاى او قربان شوند كه قرآن فرمود: «أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ »؛ يعنى اگر محبوبهاى متفرقۀ حلال، در دل تو با حبّ شديد است، خدا محبوب اشدّ باشد و همواره حرف اول را او بزند؛ پس معلوم مىشود حضور بقيۀ محبوبها در دل ما بلامانع است.
مثال قابل توجه: ما در دورانى كه نوجوان بوديم و پدران ما پيش از عيد قربان، گوسفند مىخريدند. آنها را دسته جمعى به امامزاده مىبرديم و بر سر و رو و پشتشان حنا مىزديم و هركس حنا را بر گوسفندان مىديد، به آنهابا ديدۀ قداست مىنگريست و مىگفت: اينها علامت خوردهاند و قراراست قربانى شوند. عجيب است كه گاهى چوبداران، كه مشتريان علاقهمند گوسفند براى قصابها بودند، با عجله و شتاب به سوى گلۀ گوسفندان مىآمدند ولى يك مرتبه ميخكوب مىشدند و مأيوس برمىگشتند؛ زيرا وقتى چشم آنان به علامت حناى قربانى مىافتاد، مىفهيمدند كه اينها براى امر ديگرى برگزيده شدهاند و فروشى نيستند!