112محمدبن مسلمه را با سپاهى مسلح پيش فرستاد؛ وقتى مشركان او را با سپاهش ديدند، سخت مرعوب شدند و پنداشتند كه محمد صلى الله عليه و آله با آنها سر جنگ دارد. بى درنگ اهل مكه رااز ماجرا آگاه كردند. قريش مكرز بن حفص را به حضور پيامبر فرستادند كه اى محمد، تو عهدشكن نبودى! فرمود: آرى پيمان شكن نيستم. گفت: شما با سپاه و سلاحهاى متعدد آمدهايد! فرمود: سپاه را به سوى «ياجج» فرستادهام. او پيامبر را به وفادارى توصيه كرد و برگشت (به نظر مىرسد كه پيامبر صلى الله عليه و آله پيشبينىهاى نظامى را كرده و دست به چنين احتياطى زده بود؛ چون احتمال مىداد مشركين پيمانشكن، پيامبر را عارى از آمادگى جنگى ببينند و كار را يكسره كنند. به هر حال همراه آوردن سپاه مجهز، از بينش عميق سياسى و ژرفنگرى و ديرباورى آن حضرت حكايت مىكند كه از ويژگىهاى انقلابى آن حضرت بود).
سران كفار، مكه را ترك كردند تا ورود اين كاروان را نبينند! ولى بقيۀ اهل مكه همه در مسير كاروان محمد آمدند و به تماشا پرداختند. عبداللّٰه بن رواحه زمام ناقۀ پيامبر را به دست گرفته، و با شوق و شعف تمام لبيك گفت و بدين ترتيب رؤياى محمد صلى الله عليه و آله تأويل شد. 1