67خود باز مىكرد. شير گوسفندان را مىدوشيد و شتر را مىبست و سپس آن را مىدوشيد. چون خادمش در دستاس كردن خسته مىشد، به او كمك مىكرد. 1
نوشتهاند آن حضرت در سفرى با اصحاب و ياران خود در جايى كه آب بود، توقف كردند تا آماده نماز شوند. پيامبر كه به سوى آب مىرفت، بدون آنكه با كسى چيزى بگويد، به سوى شتر خويش برگشت. اصحاب متوجه برگشت وى شدند و پرسيدند: چه مىخواهيد؟ فرمود: مىخواهم زانوى شتر خويش را ببندم. گفتند:
اجازه دهيد ما اين كار را برايتان انجام دهيم. فرمود: هرگز در كارهاى خود از ديگران ولو به اندازه يك قطعه چوب مسواك كمك نخواهيد و كارهاى خود را خودتان انجام دهيد. 2 آن حضرت مىفرمود:
«كُلُوا مِنْ كَدِّ ايْدِيكُمْ؛
از دسترنج خود بخوريد ». 3
رسول عزتمند اسلام در روايتى ديگر مژده داده است:
مَنْ اكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ مَرَّ عَلَى الصِّراطِ كَالْبَرْقِ الْخٰاطِفِ. 4
كسى كه از دسترنج خويش بخورد، از صراط چون برق درخشان بگذرد.
همچنين فرمود:
مَنْ اكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ حَلالاً فُتِحَ لَهُ الْأَبْوٰابُ الْجَنَّةِ يَدخُلُ مِنْ أَيِّهٰا شٰاءَ. 5
هركس معاش خود را از دسترنج حلال خويش تأمين كند، درهاى بهشت بر او گشوده شود تا از هر يك كه خواست، داخل شود.