272
97 كار و تلاش
پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله از روح سخاوتمندى بهرهمند بود، ولى آن حضرت دوست نداشت كسى بدون عذر موجه، به تنپرورى و تنبلى روى آورد و دست نياز به سوى اين و آن دراز كند. بنابراين، كسانى را كه با اين حالت به ايشان مراجعه مىكردند، به كار و تلاش دعوت مىكرد.
هرگاه كسى را مىديد كه توجه او را جلب مىكرد و از وى خوشش مىآمد، مىپرسيد: آيا شغل و حرفهاى هم دارد؟ اگر گفته مىشد كه حرفهاى ندارد، حضرت مىفرمود: از چشم من افتاد. پرسيدند: چرا اى رسول خدا؟ فرمود: چون اگر مؤمن، حرفهاى نداشته باشد، دين خود را وسيله معاش قرار مىدهد. 1
مردى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و گفت: دو روز است غذا نخوردهام.
حضرت فرمود: برو از بازار براى خودت روزى طلب كن. روز ديگر آمد و گفت: يا رسول اللّٰه! ديروز به بازار رفتم، ولى چيزى پيدا نكردم و ديشب بدون غذا خوابيدم. حضرت باز هم فرمود: «عليك بالسُّوق؛ به بازار برو.» روز سوم نيز كه همان پاسخ را شنيد، حركت كرد و به سوى بازار روانه شد. كاروانى آمده بود. او در فروش اجناس به افراد آن كاروان يارى داد و در پايان سهمى از سود متاع خويش به او دادند. بار ديگر نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: چيزى پيدا نكردم. حضرت فرمود: چرا به تو دادند. گفت: بلى. فرمود: پس چرا دروغ گفتى؟ آن مرد گفت. شما راستگويى. مىخواستم ببينم آيا شما از عمل مردم باخبريد. همچنين خواستم از شما