195
به كنيزم ستم كردى. پس از نيكىهاى مردمى گيرند و به اندازه حق زن بدو مىدهند. اگر مرد نيكى نداشته باشد، فرمان مىرسد او را به خاطر شكستن پيمان، در دوزخ افكنيد. 1 كسى كه زنى بگيرد و در انديشهاش، قصد پرداخت مهريه نداشته باشد، هنگام مرگ بسان زناكاران مىميرد. 2
از سوى ديگر، خطاب به افرادى كه با سختگيرى، زنان را به چشمپوشى از مهريه وادار مىكنند، مىفرمايد:
كسى كه به زنى زيان رساند تا بدانجا كه زن بگويد: مهرم حلال، جانم آزاد، پروردگار براى آن مرد، به مجازاتى كمتر از آتش دوزخ راضى نخواهد شد. 3
البته در مكتب رسول اسلام، فزونى مهريه مورد نظر نبود، بلكه به تناسب شأن و توانايى مردان، مهريه براى زنان در نظر مىگرفت.
در روايتى آمده است: محمدبن مسلم از امام محمد باقر عليه السلام نقل كرده است كه زنى خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شرفياب شد و عرضه داشت: يا رسول اللّٰه! مرا به ازدواج كسى در آوريد. پيامبر روى به اصحاب كرد و فرمود: چه كسى آماده است با اين زن ازدواج كند؟ مردى برخاست و آمادگى خود را اعلام كرد.
پيامبر پرسيد: مهريه او را چه قرار مىدهى؟ عرضه داشت: چيزى ندارم.
پيامبر نپذيرفت. آن زن بار دوم خواستهاش را تكرار كرد. پيامبر نيز فرمايش خود را تكرار كرد، ولى هيچ كس جز همان مرد اعلام آمادگى نكرد. اين كار سه بار تكرار شد تا پيامبر از آن مرد پرسيد: آيا چيزى از قرآن آموختهاى؟ عرضه داشت:
آرى. پيامبر فرمود: من اين زن را به ازدواج تو درآوردم، مشروط بر اينكه آنچه را از قرآن آموختهاى، به عنوان مهريه به او بياموزى و آن مرد پذيرفت.