170پس از تولد امام حسين عليه السلام ، وقتى نوزاد را براى نامگذارى خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بردند، پيامبر او را در آغوش گرفت و با تأثر شديد گريه كرد. چون از آن گرامى پرسيدند كه براى چه گريه مىكنيد؟ فرمود: «براى اين فرزند دلبند خود گريه مىكنم كه گروهى از كافران ستمگر بنىاميه، او را مىكشند. خداوند آنان را مشمول شفاعت من نفرمايد». 1
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در وفات فرزندش ابراهيم، نيز اشك مىريخت و مىفرمود: «چشم اشك مىريزد و دل اندوهمند است، ولى سخنى كه خلاف رضاى الهى باشد، نمىگويم و ما براى تو اى ابراهيم غمگين هستيم». 2
در سال دهم پس از بعثت، اندكى پس از نجات مسلمانان از محاصره اقتصادى قريش در شعب ابوطالب، به فاصله اندكى، دو يار و حامى صميمى و وفادار پيامبر؛ يعنى حضرت ابوطالب، عموى ارجمند و بزرگوار او و حضرت خديجه، همسر مهربان و ايثارگرش درگذشتند. وفات آن دو براى پيامبر بسيار اندوهبار بود. پيامبر در سوگ هر يك از آن دو سخت گريست و بعدها نيز از آنان هميشه ياد مىكرد. بسيار اتفاق مىافتاد كه با زنده شدن خاطره خديجه، به ياد او و نيكىها و مهربانىهايش مىگريست. 3
به روايت حضرت صادق عليه السلام ، هنگامى كه فاطمه بنت اسد، مادر اميرالمؤمنين على عليه السلام از دنيا رفت، على عليه السلام (با حالتى كه غم و اندوه كاملاً در رخسارش ديده مىشد) خدمت پيامبر آمد. آن جناب فرمود: چه شده؟ عرض كرد: مادرم از دنيا رفت. پيامبر فرمود: مادر من از دنيا رفته است و شروع به گريه كرد و مىگفت: مادر جان! سپس پيراهن و رداى خود را به على عليه السلام داد و فرمود با اينها او را كفن كنيد. وقتى فارغ شديد، مرا نيز خبر دهيد. جناره را كه به مدفن آوردند، پيامبر بر او نماز گزارد كه بر هيچكس پيش و پس از او چنين