145خيرت دهد. آنگاه پيامبر به او گفت: آنچه تو در مقابل اصحاب من بر زبان راندى، موجب خشم آنها شد. مايلم اين اظهار رضايت و تشكرت را در مقابل آنها بگويى تا ناراحتى و خشم آنها نسبت به تو از بين برود. اعرابى پذيرفت و روز بعد به مسجد آمد. رسول خدا صلى الله عليه و آله رو به اصحاب خويش كرد و فرمود:
اين مرد اظهار مىكند كه از ما راضى شده است؛ اينطور نيست؟ اعرابى گفت:
چنين است. رسول اكرم صلى الله عليه و آله رو به اصحاب كرد و گفت: مَثَل من و اين مرد، مَثَل همان مردى است كه شترش رم كرده بود و مىگريخت. مردم براى كمك به او دنبال شتر مىدويدند و فرياد مىكردند و اين كار باعث مىشد شتر بيشتر فرارى شود. صاحب شتر مردم را بانگ زد كه مرا با او بگذاريد كه من نسبت به او ملايمتر از شما هستم و خود مىدانم با او چگونه رفتار كنم. پس مشتى علف برداشت و آرام آرام بدون آنكه فريادى كند، به سوى شتر رفت و به راحتى مهار آن را در دست گرفت و در پى كار خويش رفت. اگر ديروز زمانى كه آن اعرابى جسارت كرد، شما را به حال خود گذاشته بودم، به يقين اين بيچاره را مىكشتيد، در حالى كه در كفر به سر مىبُرد و اهل آتش بود. 1
خاتم فرستادگان خدا، معدن و مركز حلم، مدارا، گذشت و رحمت بود. او رحمتى براى همه عالميان بود:
وَ مٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ رَحْمَةً لِلْعٰالَمِينَ . (انبياء: 107)
ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم.
حضرت رسول مىفرمود:
بُعِثْتُ لِلْحِلْمِ مَركَزاً. 2
برانگيخته شدهام كه مركز حلم و بردبارى باشم.