115
مٰا عٰابَ رَسُولُ اللّٰه صلى الله عليه و آله مَضْجَعاً انْ فَرَشُوا لَهُ اضْطَجَعَ وَ انْ لَمْ يُفْرَشْ لَهُ اضْطَجَعَ عَلَى الْاَرْضِ. 1
هيچگاه به بسترى كه براى او در نظر مىگرفتند تا بنشيند يا بخوابد، خرده نمىگرفت. اگر چيزى پهن مىكردند، بر روى آن مىخوابيد و اگر پهن نمىكردند، روى زمين مىخوابيد.
از فروتنى ايشان همين بس كه در سلام كردن، كسى نمىتوانست از ايشان پيشى بگيرد. درباره نهايت فروتنى ايشان آمده است:
با بردگان بر روى زمين غذا خوردن؛ سوار شدن بر چهار پا كه تنها پلاسى بر پشت آن قرار داشت؛ دوشيدن گوسفند با دست مبارك؛ پوشيدن لباس پشمى زبر و سلام كردن بر كودكان، روش ايشان بود. 2
همين روش زندگى بود كه قلبهاى جهانيان از هر سو مجذوب ايشان گرديد و به راستى كه اسوه حسنهاى براى جهانيان بود.
از تشريفات و رفتار خودپسندانه پادشاهان بيزار بود. امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«كٰانَ تَكْرَهُ انْ يَتَشَبَّهَ بِالْمُلُوكِ؛
هيچ دوست نداشت به پادشاهان شبيه شود ». 3
عبداللّٰه بن مسعود مىگويد:
مردى خدمت پيامبر آمد و از هيبت پيامبر بر خود لرزيد. پيامبر به او فرمود: آرام باش، من پادشاه نيستم. من فرزند زنى هستم كه غذايى ساده و خشن مىخورد. 4