89دوستان و التماس دعا گويندگان خداحافظى كرديم و از آنان خواستيم كه به خانههاى خود برگردند و بيش از اين ما را شرمنده محبتهاى خود نفرمايند. يك ربع قبل از موعد به مسجد رسيديم، دو ركعت نماز تحيت مسجد و براى ابتداى سفر خوانديم و دعاهاى اوّل سفر را نيز خوانديم، تا ساعت 9/5 صبر كرديم ولى هنوز تقريباً نصف افراد كاروان غايباند. به مدير كاروان گفتم: آقاى امينى! ساعت 9/5 است، چه وقت حركت مىكنيم؟
مدير كاروان: هنوز نصف كاروان نيامدهاند!
على: از فرودگاه از هواپيما باز نمانيم؟
مدير كاروان: خير، تا يازده و نيم جا دارد. ما عمداً يكى دو ساعت زودتر اعلام مىكنيم كه اگر افرادى تأخير داشتند مشكلى پيش نيايد.
على: عجب! يعنى تا دو ساعت ديگر اينجا هستيم؟!
نرگس: خوب خودت را ناراحت نكن بيا برويم مقدارى اطراف مسجد قدم بزنيم، صحبت كنيم تا زائران بيايند.
حسن: آخر چرا گفتند كه اينقدر زود بياييم؟!
على: اين مربوط به برخى از ما ايرانىهاست كه وقت شناس نيستيم، اگر به برخى از ما گفتند ساعت 9/5 در مسجد باشيد تازه ساعت 9/5 به فكر مقدمات سفر مىافتيم، تا لباس عوض كنيم، ماشين پيدا كنيم و...
مىشود 11/5 يا 12.
حسن: بابا! به نظر شما اين فرهنگ و اين رفتار درست است؟ با مسلمانى سازگار است؟
على: خير! من كه گفتم بد فرهنگى برخى. در قرآن خداوند يكى از