71بنابراين به قول علماى اخلاق اوّل بايد گناه را ترك كنى، گمان بد نبرى، گمانها را علم و يقين تصور نكنى، و سپس به صيقل دادن خود بپردازى و گناهان گذشته را از خود بزدايى، و در مرحله سوّم به فكر تطهير روح بيفتى و اخلاق نيكو را جايگزين اخلاق بد كنى.
على: حاجآقا! مرحله اوّلش انشاءاللّٰه حل است و من تصميم جدى خودم را همين امشب گرفتم كه ديگر هيچ سخن غير يقينى را نگويم و تا برايم مسجل نشده است كسى را متهم نسازم، و فهميدم كه اگر سخن گفتن نقره باشد مثل اين كه در اين موارد سكوت طلا است.
اما سؤالم پيرامون كارهاى انجام شده است، چه طور از عهده آنها بيرون بيايم با اينكه غيبت و تهمت حقالناس است.
حاجآقا: جواب اين سؤال دو قسمت دارد: قسمت اوّل راحت است و آن توبه و استغفار براى خودمان از گناهان زبانى و توبه و استغفار براى كسى كه با اين كارها شخصيت او را ترور كردهايم؛ براى او استغفار كنيم، به نيابت از او صدقه دهيم، در دعاها او را شريك سازيم و... .
اما قسمت دوّم: بين عالم و جاهل و رئيس و مرئوس فرق است، بعيد است كسى كه از روى علم و عمد فقط براى مقامطلبى (مثلاً) ديگران را متهم مىكند و از جهالت مردم سوء استفاده مىكند امكان توبه داشته باشد.
على: حاجآقا! مىگويند اگر از كسى غيبت كردى بايد از خودش حلاليت بخواهى، همين طور است؟
حاجآقا: خير، اگر گفتن به خود طرف مفسده داشته باشد يا كينه ايجاد كند اين گفتن لازم نيست، فقط براى او استغفار كنيد؛ گفتن به طرف لازم