322
حسن: بابا بيا با يك تير دو هدف را نشانهگيرى كنيم، يكى ذكر و ورد و دعا را پىگيرى كنيم كه امروز روز عرفه و روز دعاست و ديگرى فراگيرى علم را ادامه دهيم، زيرا در هيچ فرصتى حتى شب قدر و روز عرفه دعا خواندن بر فراگيرى دانش برترى و ترجيح ندارد.
على: چگونه ممكن است دو كار با هم انجام شود؟
حسن: تسبيح را برمىداريم و در نزديكى روحانى كاروان جايى پيدا مىكنيم و به ذكرهاى صدتايى نظير صد سوره توحيد، صد آيةالكرسى...
مشغول مىشويم، در اين صورت هر كسى آمد و سؤالى پرسيد گوش فرا مىدهيم و ياد مىگيريم.
على: احسنت فرزندم. خداوند به حق اين روز عزيز تو را دانشمندى باتقوا قرار دهد. فكر خوبى است.
* كنار حاجآقا جايى پيدا كرديم، ناگهان يكى از زائران كه خيلى خسته و عصبانى به نظر مىرسيد پيش روحانى آمد و گفت:
- حاجآقا بدبخت شدم، گرفتار شدم، حجم تباه شد.
روحانى: مگر چه شده؟
- حاجآقا چى مىخواستى بشود؟! به همسرم كه تا ديروز در عادت ماهانه بود فرموديد كه بماند و شب عرفه از احرام خارج شود و صبح عرفه با خدمه اينجا بيايد، من نيز با او ماندم، امروز صبح تا حالا در راه هستيم و الآن اينجا رسيدهايم، وقوف در عرفات را درك نكردهايم.
روحانى: چه كسى گفته كه وقوف به عرفات را درك نكردهاى؟ شما با خدمه بودهايد كه مىخواستند براى ظهر ناهار بياورند حالا نرسيدهايد و ترافيك بود گناهى نكردهايد؛ از طرف ديگر بگو ببينم وقت