319دست يابد و از رابطه علت و معلولى صرف به رابطه شاهد و مشهود و ناظر و منظور تبديل شود «اللهم اجعلنى اخشاك كأنى اراك» «خدايا آن چنان از تو بترسم مثل اين كه تو را مىبينم». و به نظر مىرسد پس از اين درخواست فوراً دعايش مستجاب مىشود و به اين مرحله واصل مىگردد.
آنگاه بينايى حقيقى را همين مىداند و كسى را كه به اين مرحله نرسيده است نابيناى صرف مىداند و از نابينايى وى خبر مىدهد «چشمى كه تو را بر خودش رقيب و نگاهبان نبيند كور است». و «زيانكار واقعى را كسى مىداند كه از حب و دوستى خدا او را نصيبى نباشد».
سپس به مرحله فناى محض مىرسد و ديگر هيچ اعتنايى به خود و صفات خود نمىكند، همۀ صفات و كمالات را به خدا منتسب مىداند.
اين مراحل خود هر كدام مراتب فراوانى دارد، مراحل و مراتب دعا اوج و حضيض دارد كه در يك جلسه عمومى بيش از اين نمىتوان توضيح داد. انشاءاللّٰه با خواندن دعا و دقت در معانى آن خودتان نكتههاى بيشترى كشف مىكنيد، و من به سهم خود در هنگام خواندن دعا برخى جملات آن را معنى خواهم كرد.
* سخنرانى حاجآقا تمام شد، يكى دو ساعت براى مراسم برائت به چادرهاى بعثه رفتيم مجرى به عربى شعار داد و ما تكرار كرديم پس از آن به چادر خودمان برگشتيم و تا وضو گرفتيم اذان ظهر شد، مؤذن اذان گفت و پس از آن براى نماز جماعت آماده شديم. روحانى بلند گو را برداشت و اعلام كرد از ديروز عصر تا حال اينجا آمدهايم كه از اكنون تا شب را درك كنيم، بنابراين همه افراد تصميم بگيريد و اراده و قصد كنيد كه مخلصانه از