283
حسن: شما از اين كه بچهها را حج آوردهايد چه حالتى داريد؟
زائر: خيلى خوشحالم، اگر چه تكليفهاى زيادى نيز بر دوشم آمده است.
حسن: چه تكليفى؟
زائر: خوب روشن است، تا محرم نشده بودند چيزى بر عهده آنان و بر عهده من نبود ولى اكنون بايد مواظب باشم كار حرام نكنند، چيز خوشبو نخورند، در آينه نگاه نكنند، لباس نپوشند، پسرانم چيزى روى سرشان نيندازند و... تازه مهمتر از همه بايد آنان را وادار كنم كه اعمالشان را انجام دهند، طواف كنند، نماز بخوانند، سعى صفا و مروه انجام دهند و... اين يكى نيز كه كوچك است بايد خودمان او را بر دوش بگيريم و طواف دهيم و خودمان از جانب او نماز بخوانيم، بعد در صفا و مروه او را ببريم، سپس مقدارى از موى وى را با قصد تقصير بچينيم.
حسن: اگر اين كارها را نكنيد چه مىشود؟
زائر: در احرام باقى مىماند و تا هر زمان كه اين اعمال را خودش يا ولىاش انجام ندهد محرم است.
حسن: عجب! پس بچه كوچك هم همه اعمال بر دوشش مىآيد و همه وظايف را دارد؟
زائر: بله! و حتى اگر اعمالش را خوب انجام نداديم او وقتى بزرگ شد شرعاً حرام است كه ازدواج كند.
حسن: پس بهتر كه انسان از اين مستحب بگذرد و بچه را محرم نكند.
زائر: بله، خصوصاً اگر بچه شيرى باشد و پيوسته خودش و لباسش را نجس كند كه خيلى مشكل دارد.