254آنان با كعبه» و در آنجا قصه ابن ابىالعوجاء ذكر شده است، كه اوّل شاگرد حسن بصرى بود سپس از توحيد منحرف شد و هيچكس همنشينى با او و بحث با او را خوش نداشت از بس كه منحرف و بدزبان بود روزى خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيد و اذن كلام گرفت و راجع به كعبه و طواف چنين گفت: تا چه وقت مىخواهيد دور اين آسيا بچرخيد و عبادت كنيد؟ خانهاى را كه از چوب و سنگ ساخته شده است! تا كى مىخواهيد مانند شتر دور آن بدويد؟ هركس فكر كند مىفهمد كه اين خانه را موجودى غير حكيم و بىفكر ساخته است، تو كه اساس اين دين هستى و عالم هستى جواب بده. 1
مىبينيد كه شخص هم خودش منحرف بود و هم سؤالش كفرآميز و هم لحن سخنش توهينآميز و به مقدسات از خدا گرفته تا كعبه به همه اهانت مىكند، ولى حضرت با كمال متانت جواب او را مىدهد. در حالى كه حسن آقا نه لحنش بد است نه خودش از نظر عقايد مشكل دارد و نه به مقدسات بىاعتناست بلكه فلسفه برخى احكام را يا برخى اختلافات را نمىداند. خوب به هر حال حسن آقا سؤالت را بپرس و از مارك كفر نترس.
حسن: من فكر مىكنم اگر پيامبر صلى الله عليه و آله اكنون زنده مىشد آيا به دو ميليون حاجى مىگفت حتماً ماشين بدون سقف تهيه كنند يا دستور مىداد همه با كمپرس و جيپ حج بهجاى بياورند يا دستور مىداد پياده حج كنند؟ به نظر من هيچ كدام اينها قابل قبول نيست، بلكه اين فتواى